همين من ساده!

   جنگل من   

derakht

بیا به جای نشستن درختها را بشماریم مثل آفتاب که خم میشود و سایه ها را در خود حل میکند ،و ما هنوز به آخرین درخت نرسیده ترس برمان میدارد .بیا به جای نشستن درخت ها را بشماریم ،تا آخرین درخت همه چیز مال ماست... 

پ .ن :عکس از هنر نمایی های اینجانب میباشد !

 

لینک
   مکان و زمان   

ما همیشه یا جای درست بودیم در زمان غلط یا جای غلط بودیم در زمان درست و همیشه هم همدیگر را از دست داده بودیم ، همیشه چند قدم با واقعیت فاصله داشتیم فکر میکنم داستان فقط در این خلاصه میشد . یک سلسله فرصت های از دست رفته . همه قطعه ها از اول آنجا بودند ، اما هیچ کس نمیدانست آنها را چه جوری کنار هم بگذارد

 
لینک
   هیچ میشود !   
گاهی اوقات سالها دست و پا زدن هم نتیجه ای در بر ندارد،گاهی اوقات خدارا به جان هرکسی قسم دادن هم کاری از پیش نمیبرد،و خیلی از اوقات که نگاه میکنی میبینی تو ماندی و هزاران تمنای دست نیافتنی .حرصت میگیرد ، لجت در می آید ، کفری میشوی وقتی میبینی تویی که فکر میکردی خیلی اشرف مخلوقاتی و کارت خیلی درست است در خلقت ، وا ماندی و هیچ کاری هم از پست بر نمی آید .همه چیز در یک لحظه هیچ میشود و باز باید گوش سپرد به نصیحت هایی که دیروز خودت برای دیگران میسرودی !!و باز باید خودت را دلداری بدهی که مصلحت این بوده و شاید فردا یک روز نو باشد ، ولی همین فردای نو ، پس فردا تکراری است و باز تو و نصیحت و دلداری و قصه از نو .... !این همه جنگیدیم و رفتیم و رسیدیم و برگشتیم و عاشق شدیم و بالغ شدیم و عاقل شدیم و حرفهای روشنفکرانه یاد گرفتیم و گفتیم که چه بشود ؟! هیچ................ 
لینک
   I should be glad of another death   

همین روزهاست که با یک چاقوی آشپزخانه خود را سلاخی خواهم کرد ،

و شاید ته مانده هایی از وجودم به شرکت بازیافت برای تولیداتش کمک کند...!

از این همه حدود ، از تصمیماتی که همه به شنبه ها موکول میشوند ، از لحظاتی که تکراری اند و تعریف نشده بیزار شده ام ... .

راهم را به سوی خورشد روز نو گم کرده ام ،

از خودم می ترسم، از خودم می ترسم........

                           

                              

لینک